مقایسه مختصر نظریات کنت والتز والکساندر ونت
مقدمه:
در این مجال کوتاه سعی کرده ام تا مقایسه ای مختصر از نظریه نوواقع گرایانه کنت والتز ونظریه سازه انگارانه الکساندر ونت (شباهت ها وتفاوت های نظری ) داشته باشم .بنابراین در ابتدا به معرفی نظریه نوواقع گرایی والتز ومعرفی نظریه سازه انگاری ونت پرداخته وسپس در قسمت نتیجه گیری به مقایسه ای کوتاه اشاره شده است.
الف) نظریه نئورئالیم کنت والتز:
« این دیدگاه نظری بیشتر مربوط به تحریرات کنت والتز به ویژه اثر پرنفوذش ( نظریه سیاست بین الملل 1979) است » (قوام84:1388).بحث مهم در نئورئالیسم این است که ساختار برچه اساسی شکل می گیرد وبرچه اساسی واحدها در نظام بین الملل یک گرایش خاص می گیرند؟در همین زمینه والتز می کوشد تانظریه جامعی از روابط بین الملل عرضه کند.قبل از اشاره کوتاه در خصوص نظریه واقع گرایی ساختاری والتز ابتدا اشاره مختصری به نوع نظریه پردازی وی می کنم.باید گفت که «والتز بی تردید علم گراست وخود را مقید به الزامات روش شناختی علمی می داند.»(مشیرزاده111:1389).وی معتقد به اصل صرفه جویی در نظریه پردازی است،به این منظور که نظریه«بتواند با در برگرفتن حداقل متغیر ها تبیین کننده باشد»(مشیرزاده113:1389)والتز معتقد است که برای تحلیل رویدادهای بین المللی نظریه امری ضروری تلقی می شود«از دیدگاه وی نظریه ساختمان ذهنی است که طی آن ماواقعیات را انتخاب ودست چین نموده،به تفسیر آنها مبادرت می کنیم.»(قوام86:1388)اما همانطور که ذکر شد بحث اصلی والتز ساختار نظام بین الملل است اوفرض را بر این می گذارد که ساختار نظام بین الملل « در وهله اول با تعامل واحد ها شکل می گیرد اما بعد از شکل گرفتن رفتار دولت ها را تعیین می کند.»(مشیرزاده113:1389)بنابراین والتز نظام بین الملل را به عنوان سطح تحلیل خود برمی گزیند یعنی این ساختار است که نوع وقاعده بازی را مشخص می کند.والتز برای این ساختار 3مولفه تعریف میکند که همانا اصل سازمان دهنده آن یعنی آنارشی،تفکیک بین کارکردهای واحد های آن ودرنهایت توزیع توانمندی بین اجزای تشکیل دهنده نظام است.بنابراین «ساختار شرایط محدود کننده رفتار است یعنی ساختار مستقل از خصوصیات واحد ها وتعاملات میان آنها رفتار آنها را تعیین می کند.»(مشیر زاده115:1389)با توجه به اصل توزیع توانمندی ها وتغییراتی که در آن باعث به وجود آمدن اشکال مختلف نظام ها می شود والتز معتقد است ساختار دوقطبی از میان انواع توزیع قدرت ساختار باثبات تری دارد زیرا«درنظام دوقطبی میزان وابستگی متقابل نظامی میان دوقطب پایین است ونابرابری شدید در قدرت میان دو ابرقدرت ازیک سوودیگران ازسوی دیگر به این معناست که هریک از دوابرقدرت باید متکی به خود باشد ونه به دیگران»(مشیرزاده116:1389) نکته پایانی اینکه اصل سازمان دهنده میان دولت ها در ساختار نظام یعنی آنارشی مورد نظر والتز به معنای نبود اقتدار مرکزی در ساختار می باشد.
ب)نظریه سازه انگاری الکساندر ونت:
در اینکه آیا سازه انگاری نظریه ای انتقادی است یا نه اختلاف نظر وجود دارد.برخی آن را نظریه انتقادی عام می دانند و برخی مثل پست مدرن ها می گویند ،سازه انگاری نظریه ای انتقادی نیست بلکه بیشتر نظریه ای اثبات گراست (دهقانی :1388)و برخی نیز از جمله خود ونت نظریه پرداز معروف سازه انگار آن را «راه میانه» تعریف می کنند وبیان شده است که «هم در حوزه مباحث فرانظری وهم محتوایی روابط بین الملل در میانه راه قرار دارد.»(مشیرزاده323:1389) در خصوص علت شکل گیری این نظریه خود ونت در کتاب معروفش«نظریه اجتماعی سیاست بین الملل» می گوید: «احیای تفکر سازه انگارانه در مورد سیاست بین الملل با پایان جنگ سرد سرعت یافت مساله این بود که جریان اصلی نظری در روابط بین الملل در تبیین پایان جنگ سرد یا در نگاهی کلی تر،در توضیح تغییر نظام با مشکل مواجه شده بود.»(ونت1386 : 6-5) در میان سازه انگاران نزدیک ترین فرد به علم گرایی را ونت نامیده اند.به این دلیل که او نیز همچون علم گرایان معتقد به وجود جهان خارج از ذهن وزبان ناظران می باشد.درعین حال او منتقد نگاه هستی شناختی تقلیل گرایانه نظریه های ساختاری است.بنابراین می توان گفت حتی در میان خود نظریه پردازان سازه انگاری ونت در میانه قرار دارد.از مباحث مورد توجه در حوزه هستی شناختی ونت بحث هویت کنشگران ومسئله خود ودیگری است.او توضیح می دهد «که چگونه خود براساس برداشتی که از وضعیت دارد،نشانه ای برای دیگری می فرستد ودیگری این نشانه را بر مبنای برداشت خودش از وضعیت تفسیر می کند» بنابراین هویت های متفاوت کنشگران در نظام بین الملل است که به منافع آنها معنا می بخشد در اینجا مفهوم شناخت بیناذهنی در تعاملات بین المللی کنشگران مورد استفاده سازه انگاران قرار می گیرد«به بیان ونت، ساختار جدا از فرایند یعنی رویه های کنشگران وجود ندارد» (مشیر زاده 333:1389-322)از موضوعات معرفت شناختی ونت بحث دلیل وعلت ورابطه این دو با یکدیگر است که ونت «دلایل را هم تکوینی وهم علی تلقی می کند»بحث رابطه بین فهم وتبیین نیز از مفاهیم بنیادین معرفت شناختی ونت است زیرا اوباوری به جدا کردن این مفاهیم از یکدیگر وبررسی های جداگانه آنها ندارد وی « بر آن است که تبیین می تواند جنبه علی یا تکوینی داشته باشد نه آنکه تبیین جنبه علی داشته باشد وتفسیر جنبه تکوین»(مشیر زاده 1389: 340-339)اما اگر بخواهیم به مباحث محتوای روابط بین الملل وبه عبارتی کاربرد این نظریه در روابط بین الملل نیز اشاره ای کوتاه داشته باشیم بی تردید باید به ذکر 3موضوع کلیدی ومورد بحث تقریبا تمامی مکاتب بپردازیم یعنی بحث آنارشی ورابطه آن با نظم،نهاد های بین المللی وهمکاری وبحث تغییر وتحول در نظام بین الملل؛برداشت ونت از مسئله آنارشی در روابط بین الملل عبارت معروف او که به عنوان مقاله ای از وی تبدیل شد را به ذهن متبادر می کند«آنارشی چیزی است که دولت ها از آن می فهمند.»یعنی«آنارشی منطق خاصی ندارد ومعلول عمل یا رویه هایی است که ساختار خاصی از هویت ها ومنافع را می آفریند ونه ساختاری دیگر را»(مشیر زاده445:1389)بنابراین در این وضعیت نوع روابط میان کنشگران نه صرفا تعارض آمیز ونه لزوما مبتنی بر همکاری معرفی می شود.در همین جاست که ونت از 3نوع فرهنگ آنارشی یعنی رقابتی(مدل هابزی)؛ فردگرایانه(مدل لاکی)؛وهمکاری(مدل کانتی)نام می برد . ونت نهاد های بین المللی را واحد های مستقل از« انگاره های کنشگران» نمی داند وآنها را « واحد هایی شناختی »معرفی می کند.و نهایتا در خصوص تغییر در نظام بین الملل معتقد است از آنجایی که آنارشی همان چیزی است که دولت ها از آن می فهمند بنابراین«تغییر هویت ها در بلند مدت می تواند به تغییر ساختار ها منجر شود»(مشیرزاده 351:1389) نکته پایانی در این بخش این است که ونت هم به ساختار بها می دهد هم کارگزار اما از نظر رابطه ای که بین این دو در نظام بین الملل وجود دارد اولویتی به هیچکدام نمی دهد بلکه تاکید او بر روی قوام متقابل ساختار وکارگزار است.
ج)نتیجه گیری: شباهت ها وتفاوت های آرای دو نظریه پرداز(والتز و ونت)
از مجموع مباحث مطرح شده می توان گفت آرای این دو نظریه پرداز از جهاتی شبیه به یکدیگر هستند واز جهاتی متفاوتند:
-ونت صراحتا می گوید«رهیافت من به روابط بین الملل بر اساس نظریه نظام هاست ؛ من نیز مانند والتس به سیاست بین الملل توجه دارم نه سیاست خارجی»(ونت 1386 : 17-16)برخی نظریه ونت را رئالیسم سازه انگار معرفی کرده اند.(دهقانی:1388)
-ونت همانند والتز به دنبال یک نظریه سیاست بین الملل بود خود می گوید«من پس از طرح هستی شناسی سازه انگارانه اجتماعی یک نظریه سیاست بین الملل بنا می کنم.»(ونت 9:1386)
-از برخی جهات ونت نیز همانند والتز علم گرایی را در نظریه پردازی دنبال میکند اما معتقد است که نباید«معرفت شناسی تعیین کننده هستی شناختی باشد»و از این نظر است که از علم گرایی فاصله می گیرد.(مشیرزاده336:1389)
-ونت ساختار گرایی والتز را نقد می کند او معتقد است که والتز ساختارگرای تکوینی نیست چون تقدم هستی شناختی را به دولت ها می دهد بنابراین از این جهت تقلیل گراست چون دولت را مفروض می گیرد وبه ما نمی گوید که دولت ها از کجا آمده اند.
- ونت کنشگران اصلی در نظام بین الملل را دولتها می داند وهستی شناسی جریان اصلی که دولت محور بودن را می پذیرد اما در مورد رابطه کارگزار وساختار نگاه متفاوتی نسبت به والتز دارد چون«رهیافت بیناذهنی اتخاذ وبرقوام متقابل کارگزاروساختارتاکید می کند.واز سوی دیگر در بررسی ساختار علاوه بر بعد مادی به بعد معنایی وزبانی نیز تاکید دارند.
-ونت بر خلاف والتز تک منطق بودن آنارشی را نمی پذیردچون معتقد است که آنارشی«فی نفسه خالی وفاقد هرگونه منطق درونی است» (مشیرزاده345:1389) «تعهدات مادی گرایانه وفرد گرایانه باعث می شوند که والتس به این نتیجه برسد که آنارشی ضرورتا باعث می شود سیاست بین الملل به جهانی تعارض آمیز ومبتنی بر خودیاری تبدیل شود تعهدان معناگرایانه وکل گرایانه من به این برداشت منتهی می شود که آنارشی چیزی است که دولت ها از آن می فهمند».(ونت9:1386)
-این نگاه معناگرایانه سازه انگاران باعث می شود که ساختار نظام بین الملل را بر خلاف والتز که آن را توزیع توانمندی های مادی می دید آن را «نوعی توزیع انگاره ها» ببینند. (ونت 1386)
-در نهایت باید به این نکته اشاره شود که مفهوم خود دیگری ونت در برابر معمای امنیت نوواقع گرایان قرار می گیرد به این معنی که فرض ساختار گرایانی همچون والتز این است که دولت ها واحد هایی امنیت جو هستند ودر تضاد با یکدیگر به سر می برند زیرا منافع متفاوت وبرون زا دارند در حالی که ونت می گوید چیزی که منافع را تعیین می کند هویت دولت هاست که یکسان نیز نمی باشد چون این هویت ها در فرهنگ های متفاوت به وجود آمده اند.
منابع:
1) مشیر زاده،حمیرا. تحول در نظریه های روابط بین الملل. چاپ پنجم. تهران: سمت، 1389.
2) ونت،الکساندر.نظریه اجتماعی سیاست بین الملل.ترجمه حمیرا مشیر زاده. چاپ دوم.تهران:دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی،1386.
3) قوام،سید عبدالعلی.روابط بین الملل؛نظریه ها ورویکردها.تهران:سمت ،1388.
4) دهقانی فیروزآبادی،سیدجلال.نظریه های مختلف در روابط بین الملل(جزوه درسی).تهران:دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی ،1389.
نگارنده:مریم شاملو