عکس یادگاری!

اینم یه عکس یادگاری که  در جلسه آخر کلاس سیاست بین الملل دکتر عسگرخوانی در تاریخ۱۸/۱۰/۹۰ گرفته شد.

تاریخ ثبت

ضمن عرض سلام خدمت تمام بازدید کنندگان محترم این وبلاگ در تاریخ ۲۸ آذرماه سال ۱۳۹۰ هجری شمسی ساعت ۱۸:۳۰ در تهران به ثبت رسید

به امید موفقیت

خدانگهدار

سرزمین من ایران!

 

حفظ انسجام ووحدت ملی،ایجاد ثبات سیاسی وحفظ ایران زمین از اعتقادات قلبی هر فرد ایرانی وفادار به میهن است حال به هر حزب یا گروهی وابسته باشد وهر عقیده ایمانی داشته باشد.در سال 1376 وقتی به آقای خاتمی رای دادم اورا به عنوان رئیس جمهور محبوب خود میدانستم .در سال 1380 به ایشان رای ندادم چون به این باور رسیده بودم که آقای خاتمی همه سیاست هایشان خوب وکاربردی برای ایران نبود وضعف هایی را در برنامه های ایشان دیده بودم. اما زمانی که ایشان برای باردوم هم رای آوردند ایشان را به عنوان رئیس جمهورایران پذیرفتم هرچند که دیگر برایم محبوب نبود وبا بعضی سیاست هایش مخالف بودم.اما هیچگاه به اوتوهین نکردم.حتی زمانی که در همین دانشگاه تهران در یک میتینگ سخنرانی ایشان، عده ای از دانشجویان به او توهین کردند ،من مخالف چنین رویه ای بودم چراکه معتقد بودم ایشان به هرحال رئیس جمهور کشورم ایران هستند وما باید حمایتشان کنیم که در صحنه بین المللی دشمنان ما سوءاستفاده نکنند.یادم می آید آن روزها درمحافل دانشگاهی تعدادی ازاساتید دانشگاه تمام هم وغم اشان را گذاشته بودند که تیشه به ریشه این انقلاب بزنند ومغز دانشجویان این مرزوبوم را پرازحرف هایی میکردند که با هیچ منطقی نمی شد آن راتوجیه کرد.

رئیس جمهورمان آقای خاتمی کاندیدای حزب اصلاحات بودند، اما اثری ازاصلاحات به معنای واقعی کلمه درکشوردیده نشد.در عوض تغییرات وبدعت های گسترده ای را دیدم.سوالاتی برایم بی جواب ماند: که چرا دفتر تحکیم وحدت که شده بود نماینده تام الاختیار این حزب در دانشگاه ها، فرهنگ هایی را ترویج میکرد که با اصول فرهنگ ومذهب ما جوردرنمی آمد؟! چرا سفرهای اردویی اشان در دانشگاه زبانزد خاص وعام شده بود؟ چرا برای تمام شعائر دینی ومذهبی ما کاریکاتور کشیده می شد؟! چرا حرف های بی پایه واساسی از طرف برخی اساتید دردانشگاه ها زده می شد، امثال دکتر آقاجری که نمونه بارز این مورد بودند که در نهایت نیز با حکم حکومتی مقام معظم رهبری ایشان تبرئه میشوند؟! چرا در آن زمان ها آغاز بدعت های ایجاد شده توسط برخی مداحان آگاه یا ناخودآگاه را در امور مذهبی می بینیم؟

نگاه آقای خاتمی به غرب بود وتعامل با آنها،اماآیا ایشان درطول دوره ریاست جمهوری اشان سفر استانی داشتند؟ چرامردم ایران سال ها بعد وقتی رئیس جمهورشان را می دیدند بسیار ذوق زده به خیابان ها می ریختند،شاید یکی از دلایلش این باشد که تا به حال این مقام مملکتی را در محل زندگی اشان ندیده بودند واو را همیشه از پشت قاب تلویزیون هایشان می دیدند البته اگرآن را داشتند! چرا وضعیت شهرهای مرزی بسیار اسفناک شده بود؟ چرا نیروهای منافقین واشرار در مرز ها قتل وغارت ها میکردند؟ چرا بسیاری از نیروهای سپاه ومرزداران این مرزوبوم شهید شدند؟ آیا این مسائل را کسی میدید یا میشنید؟! به سادگی ذخیره ارضی مملکت خرج سفرهای اروپایی آقای رئیس جمهور می شدو البته سفر هایی که جهت سیاست اعلامی آقای خاتمی که همانا تنش زدایی بود انجام می شد آما آیا این سفرها بازخورد سیاسی برای ایران زمین داشت ؟ آیا نبود در همان زمان ها که جنگ بر علیه طالبان به اصطلاح مسلمان نامیده شده جنگ برعلیه تروریسم جهانی نام گذاری شده بود؟!

باقی این نوشتار را در قسمت ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته