میرزامحمدحسین نائینی:

میرزامحمدحسین نائینی،فرزندشیخ الاسلام حاجی شیخ عبدالرحیم نائین درسال 1276هـ.ق.درشهرنائین ازتوابع اصفهان چشم به جهان گشود.ایشان درحوزه اصفهان ازدرس اساتید برجسته ای چون ابوالمعالی کرباسی,شیخ جهانگیرخان قشقایی, شیخ محمدحسن هزارجریبی وشیخ محمدتقی نجفی اصفهانی وشیخ محمد باقراصفهانی تلمذ می جوید.ایشان  درسال 1303 هـ.ق.برای ادامه تحصیل وپیمودن مدارج عالی علمی به عتبات می روندو ازحوزه درس اساتید بزرگ حوزه سامراچون: سیّدمجدّد شیرازی,سید اسماعیل صدروسیدمحمدفشارکی اصفهانی بهره می برند.درآنجا بودکه باسیدجمال الدین اسدآبادی آشنا وازمبارزات ایشان برعلیه ناصرالدین شاه آگاه می شود وبه نظرمی رسد که اندیشه های ضد استبدادی سیدجمال الدین درنگارش کتاب مرحوم نائینی بی تاثیرنبوده است .

مرحوم نائینی همواره درمسائل اجتماعی وسیاسی زمان خویش مشارکت فعال داشته است به طوری که درنهضت مشروطه ازطرفداران اصلی این نهضت به شمارمی رفت.همچنین درموضوع تهاجم روس وانگلیس به ایران جزوعلمای پیشگام درحوزه مبارزات سیاسی بودند.ایشان ضمن حضوردرمسائل سیاسی ایران درکشورعراق نیزحضوری پررنگ داشتند خصوصا درمسئله تهاجم نیروهای انگلیس به عراق واشغال این کشورعلمای نجف ازجمله مرحوم نائینی حکم جهادعلیه انگلیس دادندوبه بسیج عمومی مردم عراق همت گماشتند.بعدازروی کارآمدن ملک فیصل حاکم دست نشانده انگلیس درعراق علمای نجف این انتخابات راتحریم کردند وملک فیصل نیزبه طورناشایستی به اخراج وتبعیدمرحوم نائینی وسید ابوالحسن اصفهانی اقدام کرد.این هجرت وتبعید به ایران ومراجعت علما به حوزه قم درزندگی سیاسی واجتماعی میرزای نائینی تاثیرشگرفی گذاشت.همزمان بااین واقعه رضاخان میرپنج درصدد رسیدن به تخت پادشاهی بود وازاین روشیوه محافظه کاری را پیشه خود ساخته وخود را انسانی مذهبی ودوستدار روحانیت  نشان داد .

درماجرای تبعید میرزای نائینی به تهران درسال1302رضاخان تجلیل فراوانی ازآیات عظام به عمل آورد وروابط حسنه ای باایشان برقرارکردبه طوری که به هنگام بازگشت مرحوم نائینی به عتبات رضاخان بدرقه ویژه ای ازایشان به عمل آورد ودرمقابل نیزبه هنگام مراجعت سرداررفعت فرستاده ویژه رضاخان به نجف نامه تبریک نامه ای ازسوی نائینی وچند تن دیگربه رضاخان ارسال می شود.این رویداداوج روابط حسنه رضاخان باعلمای نجف ازجمله مرحوم نائینی رانشان می دهد هرچندکه برخی اندیشمندان وتاریخ نویسان دراین مسئله تشکیک می کنند لیکن درنحوه برخودمرحوم نائینی واعتقادایشان به برخوردارشادی نه جهادی بارضاخان برکسی پوشیده نیست.به نظرمی رسداینگونه رفتارومنش سیاسی مرحوم نائینی با رضاخان علی رغم دیکتاتوربودن رضاخان ومحرزبودن این واقعیت برای میرزانشان ازفهم دقیق شرایط آن زمان ویکپارچه نبودن وعدم وحدت نظر ورویه ای بوده است که درمیان علمای ایران وحوزه قم وعلمای نجف به چشم می خورده است واینکه درآن شرایط امکان مبارزه علنی باحکومت وجهادعلیه حکومت استبدادی پهلوی وجودنداشته است. علاوه براین علمای نجف به پشتیبانی یک دولت قوی شیعه دربرابروهابیان به قدرت رسیده درعربستان نیازوافرداشتند وتنها دولتی که می توانست دربرابرخراب کاری های وهابیان ازعلمای شیعه نجف حمایت کند دولت ایران بودکه دارای یک نظام سیاسی شیعه بود.ازاین رونیاز آن زمان نه مبارزه علیه حکومت رضاخان بلکه بیشتربرروی تربیت شاگردان وطلبه های دانشمند وعابدی همچون آیت الله خمینی برای آینده ای نزدیک بوده است که درنهایت توانستند یک حکومت شیعی رابا پشتوانه تعلیمات ومبارزات سیاسی واجتماعی آن بزرگواران درواقعه انقلاب اسلامی به منصه ظهوربرسانند.علامه میرزای نائینی سرانجام درسال1355قمری دارفانی را وداع گفتند.

شیخ عبدالکریم حائری یزدی:

عبدالکریم حائری فرزندمحمدجعفر حائری درسال1276ق.درروستای مهجردمیبدازتوابع یزد دیده به جهان گشود.وی پس از مراجعت به عتبات وتلمذ کردن ازحوزه درس اساتیدی چون آخونداردکانی درسامرا به شاگردی میرزای شیرازی مرجع زمان درآمد.البته بیشترین بهره راازاستادی مرحوم فشارکی برده اند.ایشان پس از سفرحج به نجف عزیمت کردند ودرآنجا ازدرس مرحوم آخوندخراسانی وسیدمحمد کاظم یزدی بهره گرفتند.سپس به اراک عزیمت نموده ودرجریان نهضت مشروطه محددا به کربلا رفتند.در سال 1332ق.به اراک بازگشتندودرهمان جا ساکن شدند.

ازهمان ابتدای عزیمت به ایران قصدایشان ایجاد تحولی عظیم درحوزه بوده است واندیشه خدمت به مسلمین درجای جای زندگی ایشان وفعالیت های سیاسی واجتماعی ایشان موج می زند به طوری که بعد از ارتحال میرزای شیرازی ازایشان میخواهند که مرجعیت شیعه رابپذیرند ولی ایشان به بهانه انجام خدمات واجب تربرای مسلمین ازسوی خویش ازاین امر امتناع می کنند.ایشان ازاوضاع آن زمانه ایران یعنی اواخرحگومت قاجاردرایران راضی نبود وهمواره می کوشیداز فساد وتباهی آن بکاهد یکی ازمهم ترین اقدامات ایشان تاسیس حوزه علمیه قم بود درست زمانی که به دعوت ازعلمای قم به آنجا مراجعت کرده بودند.ازاین روحفظ وتقویت این حوزه تازه تاسیس شده مواضع سیاسی ایشان را تعیین کردکه همانا اندیشه محافظه کارانه ایشان دربرخورد باحکومت واعمال آن بودچرا که به نظرمی رسد ایشان دورنمای وضعیت شیعیان رادرایران ونجف درنظر داشتند وهمانندمرحوم نائینی به اقدام انقلابی دربرابرحکومت در آن شرایط باورنداشتندوحداقل درمواردگوناگون به ارسال نامه وتلگراف برای حکومت وقت بسنده می کردند.برای نمونه می توان از9ماه حضورعلمای نجف که به قم تبعید شده بودند یا ماجرای تحصن علمای اصفهان دراعتراض به خدمت نظام وظیفه ویا واقعه دستگیری مرحوم بافقی به جرم اعتراض به بی حجابی خانواده سلطنتی درحرم حضرت معصومه(ع)اشاره کرد که همراهی کامل مرحوم حائری رادربرنداشت هرچندکه ایشان قلبا به این کارراضی نبودند ولیکن درایت ایشان به حفظ حوزه وتربیت شاگردان خبره برای آینده ایشان را از همراهی کردن با اینگونه مسائل به طورجد بازمی داشت.به طور کل مرحوم حائری هیچ گونه نگاه سیاسی قاطعی دربرابر رضاشاه نداشت واستدلال ایشان نیز آن بود که باید دراین برهه از زمان حوزه را حفظ کرد.نگاهی که بعداز نیم قرن تلاش ومجاهدت درجریان انقلاب اسلامی به ثمرمی نشیند.لازم به ذکر است که ایشان همواره ازاوضاع زمانه وظلمی که رضاخان به دین اسلام ومردم ایران می کرد رنج می کشید واوج این غم وغصه بعد ازاعلامیه کشف حجاب بود که از شدت ناراحتی وغصه درسال1315خ. دارفانی راوداع گفتند.

آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی(ره):

سیدحسین طباطبایی درسال1292ق.دربروجرد دیده به جهان گشود.«آیت الله بروجردی  نزدعلمای بزرگ اصفهان چون میرزاابوالمعالی کلباسی،محمدتقی مدرسی،سیدمحمدباقر درچه ای،ملا محمد کاشانی، جهانگیرقشقایی وعلمای نجف همچون آخوندخراسانی،شیخ الشریعه اصفهانی وسیدمحمدکاظم یزدی علوم ودانش فراوان فراگرفت ودرمدت کمی،«شهرت زیادی بین طلاب واساتیدش مخصوصاًآخوندخراسانی باوجودهمشاگردیهایی چون سیدابوالحسن اصفهانی،عبدالکریم حائری یزدی، آقا ضیاءعراقی،آیت الله نائینی و..پیدا کردند.»(دائرةالمعارف تشیع،ج 3،ص197)

ایشان پس از8سال بااجازه نامه اجتهادی ازسوی آخوند خراسانی به ایران بازگشتندکه همزمان بود بااشغال ایران توسط قوای روس وانگلیس.شوق عزیمت ایشان به نجف بامرگ پدروهمچنین ارتحال آخوند خراسانی درنجف خوابید ودر نتیجه ایشان دربروجرداقامت گزیدند وبه تدریس علوم دینی پرداختند ودرسال1306 بعدازانجام فریضه حج به عتبات رفتندکه همزمان شده بود با تحصن علمای اصفهان درقم وایشان برای حل کردن این موضوع قصد مراجعت به قم را داشتندکه با نظرعلمای نجف ازاین امرامتناع کردند.به نظرمی رسد برخوردایشان نیز با حکومت وقت تقریباهمانند دوعالم ذکر شده در این متن باشدالبته دربرخی ازامور ایشان تندروترازمرحوم نائینی ومرحوم حائری عمل می کردند که نشانه این سخن را میتوان از دستگیری ایشان توسط رضاخان بلافاصه بعد ازمراجعت به تهران ازعتبات دید.

بعدازآزادی ایشان تا پانزده سال دربروجرد اقامت می کنند ودرجریانات سیاسی زمان دخالت مستقیمی نداشتند وبه تدریس اکتفا نمودند.اما پس ازواقعه مهمی چون برکناری رضاخان وازبین رفتن جوخفقان ضددینی که رضاخان ایجادکرده بود یک فضای بازسیاسی برای نهاد روحانیت به وجودآمدواز طرفی دیگربعدازفوت مرحوم حائری خطرایجاد وقفه درامورات حوزه علما رابرآن داشت که ازآیت الله بروجردی برای عزیمت به قم وگرفتن مرجعت شیعه به دست ایشان از این فضای به وجودآمده استفاده کنند دراین بین بیماری آیت الله مزید برعلت شد که ایشان مدتی درری اقامت کنند وبه اصرارآیت الله خمینی به قم مراجعت نموده ورهبری شیعه رادرآن برهه حساس به دست گیرند.تاریخ نویسان آورده اندکه ایشان دربرابررضاشاه روحیه مبارزی داشته ودراین زمینه هرزمان که تشخیص می دادنداقدام مقتضی می کردند.البته درعرصه سیاسی هرزمان که مصلحت می دیدنداقدام می کردندومشی محتاطانه ای داشتند.به همین علت جمعیت فدائیان اسلام با نظرات ایشان مخالفت می کردند.باور ایشان به عدم وحدت نظردررویه علما اززمان نهضت مشروطه تااواخرحکومت رضاخان باعث شده بودایشان این رویه محتاطانه را پی بگیرند به طوری که قبل از هر اقدامی ابتدا به عواقب آن می اندیشیدند.درجایی ازایشان نقل شده است که می گویند می دانند که دین اسلام وشعائرآن ازسوی محمد رضاشاه وخانواده اش رعایت نمی شود اما چون شاه از خود اختیاری ندارد وغرب بر ایران سلطه دارد باید جانب شاه را گرفت که مملکت از دست نرود.سرانجام آیت الله بروجردی درسال 1340خ.دارفانی را وداع گفت.

پایان