از مهمترین نشانه های سیاست جدید و خصمانه شوروی پس از ناکامی در به دست آودن امتیاز نفت،فعال کردن نیرووهای نظامی خود درایران بود.شورویها ضمن اینکه سیاست خصمانه بی سابقه ای را نسبت به هیات حاکمه درپیش گرفتند،ازحزب توده وسازمانها ومطبوعات وابسته به این حزب علیه دولت بیشترین استفاده را می بردند19روابط ایران واتحاد جماهیرشوروی در سالهای 1325-1324 به دلیل خودداری اتحاد شوروی از خروج نیروهای خود از ایران،به شدت بحرانی شد.2۰درواقع سه عامل بر جهت گیری شوروی نسبت به ایران تاثیر تعیین کننده داشته اند:نفت،آینده ایران ونقش آمریکا در مسایل خاورمیانه.مسئله تخلیه ایران در دستور کار کنفرانسهای بین‌ ‌المللی یالتا،پوتسدام ومسکو قرار گرفت.21عدم موفقیت کنفرانس مسکو در یافتن راه حلی برای مساله ایران از یک سو ومخالفت مردم ونمایندگان مجلسباپیشنهاد کمیسیون سه جانبه وبویژه عدم آگاهی دولت شوروی به مذاکره مستقیم با دولت حکیمی از سوی دیگر،باعث شد که حسن تقی زاده نامه ای به دبیرخانه شورای امنیت تقدیم کند.در نامه تقی زاده صراحتا به مداخله دولت اتحاد شوروی در امور داخلی ایران اشاره شده است.22عدم تخلیه ایران،نقطه عطفی در تشدید اختلاف نظرهاوتعارضات سیاسی کشورهای غربی با اتحاد شوروی شد.23سرانجام«نگرانی دولتهای امریکا وانگلستان با تخلیه کامل ایران از نیروهای شوروی در 19اردیبهشت1325(9مه1946)برطرف شد.24موفقیتهای تاریخی وسرنوشت سازی که منجربه تامین ثبات در داخل وکسب اعتبار بین المللی در سالهای 1324و1325شد،عمدتا ناشی از تجارب سیاسی قوام وبرخورداری از حمایت ایالات متحده بود.25

2) ماجرای ملی شدن صنعت نفت:شرایط سیاسی بی ثباتی داخلی ورقابت انگلستان وامریکا برسر دست اندازی به صنایع نفت درصحنه بین المللی بودکه محمدساعد مراغه ای نخست وزیر لایحه الحاقی گس-گلشائیان را برای تصویب تقدیم مجلس شورای ملی کرد.براثر مقاومت سرسختانه اقلیت پنج نفری درون مجلس،یعنی حسین مکی،مظفربقایی،عبدالقدیرآزاد،ابوالحسن حائری زاده وعبدا...معظمی مجلس پانزدهم موفق به تصویب قرارداد الحاقی نشدوبحث وتصویب نهایی در مورد آن به مجلس شانزدهم محول گردید.26در30خرداد1329مجلس (شانزدهم) بنا به تقاضای منصور تصمیم گرفت کمیسیونی به نام کمیسیونی به نام کمیسیون مخصوص از نمایندگان مجلس برای تهیه طرحی جهت استیفای حقوق ملت ایران ومطالعه در لایحه الحاقی تشکیل دهد.27حسین مکی مخبر کمیسیون نفت ضمن بیان علل رد قرارداد الحاقی از پیشنهاد پنج نفر از اعضای جبهه ملی عضوکمیسیون مبنی بر ضرورت ملی کردن صنعت نفت در تمام کشور، سخن راند.آیت ا...کاشانی طی بیانیه ها واعلامیه های متعدد دفاع از ملیشدن صنعت نفت در سراسر کشور راوظیفه فردفردمردم دانست.28

ردقرارداد الحاقی درمجلس وطرح ملی کردن صنعت نفت،شرکت نفت انگلیس وایران را‌کاملا غافلگیر کرد.دولت انگلستان وهیات مدیره شرکت نفت ظاهرا پی برده بودند که ادامه نهضت ضدانگلیسی در داخل ایران ونفوذ شرکت های نفتی امریکایی در کشورهای نفتخیزخاورمیانه، بزودی به سلطه سیاسی ونفتی نیم قرنی آنها خاتمه خواهد داد؛29صنعت نفت ایران پس از پنجاه سال ملی شد.وروابط ایران وانگلستان را وارد مرحله ای خصمانه تر از گذشته کرد.3۰

2-1)ایران وامریکا،ازحمایت تا میانجیگری وبراندازی:دولت ایالات متحده امریکا که درسالهای اولیه نهضت ملی کردن صنعت نفت به لحاظ رقابت با شرکت نفت انگلیس وایران دربازارهای بین المللی وبه قصد سهیم شدن در دست اندازی به منابع نفتی ایران از حرکت ضدانگلیسی مردم حمایت می کرد،بااوج گیری نهضت وجدی شدن مبارزه که در قانون ملی کردن صنعت نفت تبلور یافت،سیاست خود را درایران تغییر داد وبه اتخاذ سیاست مشترکی با دولت انگلستان مبادرت ورزید.31به طوری که انگلستان وامریکا با عنایت به بی نتیجه بودن راه های مذاکره ومصالحه با مصدق،تصمیم گرفتند با استفاده از قهر ونیروهای نظامی به حکومت دکتر مصدق خاتمه دهند.32کودتای 28مرداد1332فرصت بسیارمغتنی برای آمریکافراهم نمود که فعالیت های اطلاعاتی،نظامی ومالی خودرا در ایران گسترش دهد.33

2-2) ایران وانگلستان،سیاست رویارویی:انگلستان چهار استراتژی مشخص رادرایران به اجرا گذارد:1..تلاش برای برکناری دکتر مصدق وجایگزینی آن توسط سیاستمداران طرفدارخود؛2.رجوع به سازمان ها ومحاکم بین المللی؛3.طرح واجرای گسترده تحریم ومحاصره اقتصادی ایران ومانورهای نظامی؛4.کوشش درجهت براندازی دولت ملی.درسه مورد اول سیاست انگلستان با شکست فاحش روبروشدوتنهااستراتژی نظامی توانست نیات ومقاصد این کشور راتامین کند.34

2-3) ایران وشوروی،سیاست صبروانتظار:موضع رسمی دولت اتحاد شوروی نسبت به حکومت مصدق وحمایت از نهضت ملی تا اواخر سال1331ازحرف فراتر نرفت،به تعبیر دقیقترتا زمانی که جوزف استالین زنده بود،دولت اتحاد شوروی سیاست صبروانتظار رانسبت به حرکت ضدانگلیسی واستقلال طلبانه مردم ورهبر آنان دکترمصدق را دنبال میکرد.35طرح واجرای عملیات براندازی تاج وتخت سلطنت را به محود رضاشاه بازگرداند وشرایطی را برای شرکتهای بزرگ نفتی فراهم آورد که به رابطه ناعادلانه خودبا ایران ادامه دهند.36

-بخش دوم:خلاصه مطالب از کتاب دکتر مهدوی

1) تهاجم نیروهای شوروی وانگلیس به ایران: «دولت ایران که در آغاز جنگ بی طرفی خود رااعلام کرده بود،به دنبال تهاجم متفقین در شهریور1320 واشغال خاک کشور به وسیله قوای شوروی وانگلیس،به موجب پیمان سه جانبه9بهمن1320ازحالت بی طرفی مطلق خارج شدوبه وضع بی طرفی متمایل به متفقین و«متحد» کشورهای مزبوردرآمد.37

2) ورود آمریکاییها به صحنه سیاسی ایران:در14آبان 1320لوئیس دریفوس وزیرمختار امریکا درایران به واشنگتن گزارش داد:«ایران بیشتر وبیشتر درپی کمک وراهنمایی ایالات متحده است ومن احسا می کنم که ما نباید از این فرصت در تحکیم موقعیت خود غفلت کنیم.»هم چنین شاه مشارکت امریکا را درپیمان سه جانبه خواهان بود.38دولت امریکا درسالهای جنگ جهانی دوم مبلغی درحدود40میلیون دلار تحت عنوان قانون وام واجاره به ایران کمک کرد که به صورت خواروبار واسلحه ومهمات بود.39مسئله تخلیه ایران از نیروهای بیگانه در کنفرانس پتسدام که از 17 ژوئیه تا دوم اوت1945(26تیر تا11مرداد1324)بین سران سه کشور بزرگ تشکیل شد،مطرح گردیداما شورویها به بهانه اینکه هنوز جنگ با ژاپن خاتمه نیافته است با آن موافقت نکردند.40

3) تقاضای امتیاز نفت از جانب سه دولت بزرگ:در اسفندماه1322دوهیئت انگلیسی وآمریکایی به تهران آمدند وهردو تقاضای امتیاز نفت در نواحی جنوب شرقی  ایران رانمودند.مذاکرات وحتی حضور نمایندگان مزبور درتهران محرمانه نگاه داشته شده بود وجزچندتن ارمقامات بلندپایه دولت کسی از مذاکرات ساعد با آنان اطلاعی نداشت.به محض اینکه شورویها به وسیله عوامل خود از مذاکرات نفت آگاه شدند،آنها نیز دست به کار شدند ودر شهریور1323 هیئتی را به ریاست سرگئی کافتارادزه

معاون وزارت خارجه شوروی به تهران فرستادند تا امتیاز نفت شمال رادرخواست کند.نمایندگان شرکتهای انگلیسی وامریکایی پس از اطلاع از تصمیم شورویها در تقاضای امتیاز نفت از ایران وشنیدن نطق نخست وزیر،،مذاکرات خود راقطع کردندزیرا در صورت گرفتن امتیاز از ایران،شورویها خواستار امتیاز می شدندواین امر به نفوذ آآنها در ایران لطمه می زد.

در چنین اوضاع واحوالی بودکه دکتر مصدق نماینده اول تهران شرایط را برای اجرای برنامه بزرگ ضداستعماری خودمناسب دانست.اوکه از ابتدای زندگی سیاسی خودبرانداختن سلطه شرکت نفت را که پایگاه امپریالیسم غرب در ایران بود،وجهه خود قرار داده بود،طرح منع واگذاری امتیاز نفت رابه مجلس تسلیم کرد وآن رافی المجلس از تصویب گذراند.41پیشنهاد ملی شدن نفت در سراسر کشور در29اسفند 1329به تصویب مجلسین رسیدوبه فاصله کوتاهی دکتر مصدق به نخست وزیری برگزیده شدتاقانون ملی شدن نفت رابه مرحله اجرا درآورد.42

3-1)ا نگلستان:رویارویی،محاصره اقتصادی وتوطئه چینی: انگلیسیهای سرسخت برای مبارزه با حکومت مصدق برنامه ای را بر این اساس ترتیب دادند:1.مخالفت همه جانبه با ملی شدن نفت ایران وارائه پیشنهادهای مشابه ومخالفت با قانون ملی شدن به ایران در قالب های مختلف.2.توسل به مجامع بین المللی به منظور غیرقانونی شناختن ملی شدن نفت.3.محاصره اقتصادی وجلوگیری ازصدورنفت ایران به خارج.4.کشاندن امریکا ازحالت بی طرفی مثبت به بی طرفی منفی وسرانجام به مخالفت با حکومت مصدق.5.اقدامات پنهانی برای براندازی حکومت ملی ایران.43

3-2) شوروی:بدگمانی وبی اعتنایی: دولت شوروی نسبت به دکتر مصدق نظر خوشی نداشت زیرا همین رهبر ملی بود که در سال 1323 قانون منع اعطای امتیاز نفت به بیگانگان را پیشنهاد کرده ومانع از دادن امتیاز نفت شمال ایران به شوروی گردیده بود.درسطح جهانی شوروی قادر به انجام مانورهای وسیع سیاسی دربرابر انگلستان وآمریکا نبود. 44با این همه پشتیبانی شورویها از جنبش ملی ایران ازمحدوده حرف خارج نمی شد وعملا اقدامی به کمک به مبارزه ملت ایران نمی کردند. درهمین حال نوعی همدستی بین حزب توده ومقامات شرکت نفت ودولت انگلیس مشاهده می شد.45تاوقتی استالین زنده بود وزمام امور شوروی را در دست داشت،دولت شوروی سیاست بی اعتنایی وانتظار را نسبت به جنبش ملی ایران در پیش گرفته بود.46روی هم رفته می توان گفت که نظر دولت شوروی نسبت به دولت مصدق به اندازه حزب توده خصمانه نبود.47

3-3) ایالات متحده امریکا :ازمیانجیگری دوستانه تابراندازی: درواقع سیاست امریکا نسبت به نهضت ملی را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:1)پشتیبانی ازحقوق حقه ایران به منظور شکستن انحصار نفتی انگلیس.2)میانجیگری دوستانه درحل اختلاف ایران وانگلیس.3)همسویی با انگلیس وشرکت دربراندازی حکومت ملی48رهبران نهضت ملی،آن چنان که باید وشایدآشنایی لازم ازچگونگی ماهیت سیاسی آمریکا واهداف مورد نظر این کشور درخاورمیانه وترتیبات پیچیده بازار نفت جهان را نداشتندوبه همین جهت درقبال تغییر موضع امریکاییان که یکی دربدو تشکیل حکومت مصدق ودیگری به هنگام روی کارآمدن جمهوریخواهان روی داد با نوعی غافلگیری روبه رو شدند.49

-بخش سوم:خلاصه مطالب مهم در کلاس درس سمینارروابط خارجی

دکترازغندی در کتاب خود بحث بی طرف بودن ایران را تقریبا نفی میکند.همچنین پل پیروزی بودن ایران برای متفقین را؛چون ایران در آن زمان در فضای جنگ نبودوازمجموع مهمات وتسلیحاتی که از طریق ایران به دست متفقین میرسدتنهایک چهارم آن متعلق به ایران بوده است.ذر خصوص نظر رضاشاه به آلمان ها دکتر ازغندی معتقد است که ارتباط خوبی بین رضاشاه وآلمانی ها بوده امانسبت به انگلیسی ها نظر مثبتی نداشته.وعلت سقوط رضاشاه تن ندادن به خواسته های متفقین بودنه عامل پل پیروزی بودن ایران.دکتر ازغندی اشاره می کندکهدر2سال آخر حکومت رضاشاه مناسبات بین ایران وآلمان افزایش می یابد.اصولا رضاشاه دراین محدوده زمانی تکلیف خودرا روشن کرده بودوروابطی  باآلمان برقرارکرده بود.وگرایش به آلمان‌داشت.
رفتاردولت هارا در بحث سیاست خارجی نیتوان بدون توجه به مسائل دیگر در نظرگرفت برای مثال رفتار امریکا درقبال ایران را باید در همه دوره هابررسی کرد،چراکه در دوره ای سیاست حمایت ازایران رادرپیش میگیرد ودر دورهای سیاست میانجیگری بین قدرت هاودر دوره ای فقط به دنبال منافع خود است.در این زمان آمریکا دوران انزوا راپشت سرگذاشته وازلحاظ اقتصادی در محدوده خودنمیگنجد.وازطرفی دیگرحاصل جنگ جهانی دوم وارد شدن صدمات بسیار زیاد به اروپا بود وامریکا دارای نگرش ابرقدرت شدن بود.حال سوال این است که:آیا آمریکا به عنوان قدرت استعمارگر کهنه کار وارد منطقه میشود یا هنوز دیدگاه های آرمانی دارد؟این مسئله کمابیش نسبی به نظر می رسد.بخشی از جواب منافع مشخص اقتصادی آمریکارامورد نظر دارد وبخشی دیگر مسائل آرمانی پیش روی آمریکا را پاسخ میدهد.تلاش های سفیر آمریکا در کمک رساندن به مصدق را میتوان در این قسمت گنجاند.درکتاب دکترازغندی حضورامریکا حتی روزاشغال ایران هم دیده می شود،مذاکره وتضمینی که  آمریکا درآن زمان به ایران می دهدنمونه بارزی از این سیاست خارجی آمریکا است.بعد ازجنگ نیز آمریکا حسن نیت خویش را حفظ می کند ودرجهت برگزاری اتحاد سه حانبه برای خروج نیروهای متفق از ایران تمام تلاش خودرامیکند که این مسئله به انجام برسد.نکته بسیارمهمی که باید دررفتار آمریکا موردتوجه قرارداد این است که دراین برهه از زمان رییس جمهور ها در خط ومشی سیاست خارجی آمریکا بسیار تعیین کننده بودندوخیلی تحت تاثیر عوامل دیگر نبودند اما اکنون به این شکل دیده نمی شود،اکنون سیستم ریاست جمهوری امریکا به صورتی است که انسان های به اصلاح مایه دار واستخوان دار به مقام ریاست جمهوری انتخاب نمیشوندوبیشتر افراد درجه 2 یا3 برای این پست انتخاب میشوند.بنابراین در زمان مورد بحث ما با تغییر افراد رفتار سیاست خارجی آمریکا نیز به نحوی تغییر می کرد.

روابط ایران با شوروی در زمان بعد از اشغال ایران به سمت تیرگی میرودچراکه نیروهای شوروی قصدخروج ازایران را نداشتند واین مسئله تا حدودی بغرنج میشود ودولت هایی که روی کار می آیندتمام تلاش خود را برای این منظور درنظر می گیرند تا اینکه کار به شکایت ایرا از شوروی در سازمان ملل میرسد.بعد از این جریان نوبت به امتیاز نفت می رسدکه به این دلیل که شرکت های نفتی انگلیسی وآمریکایی از ایران تقاضای نفت جنوب شرق ایران را می کنند شوروی هم بلافاصله کافتارادزه را مامور می کنند که ترتیب  قراردادنفت شمال رابدهد که این مسئله با مخالفت های امریکا وانگلیس روبه رو میشود که در نهایت با نطق مصدق مبنی براینکه دولت نباید هیچ قراردادنفتی را بابیگانگان ببندد.

زمینه های ملی شدن صنعت نفت را میتوان ناشی از مسائلی دانست که در اروپا جریان داشت.صنایع بزرگ ازجمله نفت در اروپا درحال ملی شدن بودند.در واقع ایدئولوژی مارکسیست دراروپا به این سمت گرایش داشت که صنایع راهبردی باید ملی شوند ونباید در انحصاربخش خصوصی باشد؛بنابراین میتوان عنوان کرد که طرح ملی کردن نفت یک ایده منحصر به فرد مصدق نبوده.بعد از قرارداد 1933 وبعد از سقوط رضاشاه زمانی که مجلس پانزدهم به چندوچون این قرارداد میپردازد متوجه سلطه استعماری واقتصادی بیگانکان می شود.هم فضای منطقه ای وهم فضای بین المللی وداخلی تغییر کرده بود.ازطرفی قرارداد انحصاری شرکت نفت انگلیس وجود دارداز طرفی هم شوروی ها مرتب فشار می آورند که نفتشمال را میخواهند.ازطرفی دیگر درهمان زمان آمریکا قرارداد50 درصد باعربستان می بندد.نخست وزیر انگلیس درآآن زمان اتلی بود. اوچون در کشورش نفت را ملی اعلام کرده بودنددر برابر موضوع نفت در ایران دچارتضاد شده بود وخلاف عقیده خود در ایران با این موضوع مبارزه می کرد.بنابراین دولت انگلیس درمراحل اولیه ملی کردن صنعت نفت سست عمل کرد،اما بعدکه چرچیل روی کار می آید واصولااعتقادی به ملی کردن نفت نداردوتضاد ایدئولوژیکی نداشت رویارویی جدی انگلیس با نهضت آغاز می شود.چرچیل از ترومن میخواهد که دراین مسئله با انگلیس همکاری کند. درواقع ترس ازگسترش گرایشات کمونیستی باعث شدکه دوکشورانگلیس وآمریکا را با وجودتضاد منافع به هم نزدیک کند.البته  ترومن زیربار نمی رود،اورئیس جمهور دموکرات است ودر مجموع شناخت کافی نیز از مسایل سیاست خارجی نداشت و علاقه شخصی نیز با دکتر مصدق داشت،بنابراین ایالات متحده ابتدا در جریان ملی کردن صنعت نفت موضع مثبتی را اتخاذ می کند. تا این که زمان انتخابات امریکا فرا می رسد و آیزنهاور رئیس جمهور جمهوری خواه آمریکا روی کار می آید .نفت ایران ملی اعلام شده است ومصدق زیربار پیشنهادهای متفاوتی که از سوی اشخاصی همچون جکسون معاون شرکت نفت انگلیس وایران ،استوکس وزیر مشاور دولت انگلستان ،پیشنهاد بانک جهانی که مهمترین پیشنهاد بود ویا دو پیشنهاد مشترک انگلیس وآمریکانمیرود وآنها را مغایر با قانون ملی کردن نفت می داندبا این شرایط به وجود آمده دیگر وجود مصدق خطری برای سیاست ها ومنافع آمریکا به حساب می آمد بنابراین با توافق این دو رئیس جمهور طرح کودتای 28 مرداد 1332 ریخته می شود.

 -بخش چهارم:نقد وارزیابی نگارنده مطلب

از مجموع مطالب مطالعه شده کتاب دکتر ازغندی ودکترمهدوی نکات ذیل به نظر نگارنده قابل ارزیابی بود:

1.درهردو کتاب مطالب تاریخی این دوران به تفصیل ذکرشده ورداشت های شخصی زیاد به چشم نمیخورد ؛

2)مطالب هردوکتاب به شیوه ای ساده وقابل فهم نگارش شده،وتقریبا تمام مطالب به تکرار درهر دوکتاب دیده میشود؛

3)احساسات ناسیونالیستی دکتر مهدوی ونظرات مثبت ایشان نسبت به دکتر مصدق ونقش سازنده وقوی ایشان در ملی کردن صنعت نفت در مقایسه با دکتر ازغندی به طور آشکار به چشم میخورد در حالی که دکتر ازغندی به ذکر تاریخ بسنده کرده اند.

4)درخصوص موضع بیطرفی رضاشاه در زمان اشغال ایران هردوکتاب اشاراتی به نقض بی طرفی از جانب رضاشاه درزمان جنگ جهانی دوم کرده اند،لیکن در این میان دکتر ازغندی به طور مفصل تری به روابطی که رضاشاه با آلمان ها برقرار کرده بود وبه سوی آلمان گرایش پیدا کرده بود را ذکر کرده اند.

5)دکتر ازغندی در کتاب خود به نقش موثر دولت های پس از سقوط رضاشاه وروی کارآمدن محمدرضا شاه اشاره میکند که هریک به طور پیگیر به دنبال منافع ایران بوده وتلاشهای بسیاری برای تثبیت موقعیت ایران انجام داده اند.این درحالی است که دکتر مهدوی بیشتر به ضعف دولت ها اشاره کرده اند که از میان دولت ها دولت دکتر مصدق را بسیار ستوده است.

6)دکتر ازغندی ایران را در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان پل پیروزی برای متفقین قبول نداشته واشاره میکند که چون رضاشاه حاضر به بیرون راندن آلمانی ها از ایران نبوده ایران توسط متفقین اشغال میشود؛ در صورتی که به نظر میرسد ایران از جهات بسیاری موجب پیروزی برای متفقین بود که یکی از این موارد خطوط ارتباطی بود که نقش ایران را به عنوان منطقه حایل برای شوروی وارسال کمک های مهم اقتصادی ونظامی به متفقین در جریان جنگ جهانی دوم بسیار پررنگ میکرد وخروج نیروهای آلمانی از ایران ونقض بی طرفی ایران تنها بهانه ای بیش نبود چراکه وجود آلمان نیز جهت جلوگیری از خطر نفوذ کمونیسم برای قدرت های استعماری نفعی در برداشته است.

-بخش پنجم:نقد وارزیابی از مطالب کلاس درس سمینار روابط خارجی

نقد کلی نگارنده حاوی همان نکاتی است که در مطالب قبل به آن اشاره شده است.لیکن اضافه بر آن موضوعی است که درکلاس بحث شد وآن بحث عقلانیتی است که می بایست دکتر مصدق در آن برهه از زمان انجام میداد وکشور را وارد این مسائل ومناقشات نمی کرد ومنافع ایجاب میکرده که پیشنهادات بانک جهانی ویا پیشنهاد مشترک انگلیس وآمریکا را در خصوص نفت قبول می کرد.نگارنده با این نظر مخالف است چرا که معتقد است عمل دکتر مصدق در آن زمان خود نوعی عقلانیت  آمیخته با احساسات ناسیونالیستی ووطن پرستی بود که شاید هر سیاستمدار وحقوقدان دیگری نیز به جای ایشان بود همین عکس العمل را نسبت به سیاست های استعماری قدرت های غربی می داشت وتنها ضعفی که می توان در دکتر مصدق دید که میتوان گفت یکی از عوامل برکناری ایشان شد، اعتمادبیش از حد او به آمریکا بودونیزاینکه  به دلایل ذکر شده درتاریخ در ادامه راه از حمایت های روحانیت به ویژه آیت ا...کاشانی محروم شد.